ژنتيك عاشقي(حتما بخونیدش)مر15+15
همه باور دارند كه عشق چيزي عجيب و باورنكردني است؛ جادوي عجيبي است كه همه ما آن را حداقل يك بار تجربه كردهايم؛ با اين حال هيچ توافقي بر سر اينكه عشق چيست، وجود ندارد. بيتلها در ترانه جنجالي خود گفته بودند تنها چيزي كه ما به آن احتياج داريم، عشق است. گاندي هم گفته بود زندگي تنها جايي جريان دارد كه عشق در آن حاضر باشد. دي. اچ. لارنس عشق را گل زندگي ميدانست و ويكتورهوگو، عسل زندگي. لائوتسو، پدر هنرهاي رزمي در چين هزاران سال پيش گفته بود كه عشق به سربازان نيرو ميبخشد و به جرأت آنها ميافزايد. شكسپير معتقد بود عشق راستين هيچگاه از مسير خود خارج نميشود. در نگاه مادر ترزا تنهايي و احساس اينكه كسي تو را دوست نداشته باشد، بدترين فقر بود. سوفوكل ميگفت عشق سادهترين كلمهاي است كه ما را از همه دردها نجات ميدهد. اما علم ژنتيك بر تمام اين باورهاي سنتي خط بطلان كشيده است. عشق در نگاه دانشمندان جديد بيشتر به تعريفي نزديك است كه امبروس بيرس در سال 1911 در «فرهنگنامه شيطاني» خود ارائه كرده بود: عشق، يك بيماري و يك ديوانگي موقت است؛ اين بيماري گاه غير قابل درمان است و به مرگ بيمار ميانجامد... در نگاه علم ژنتيك عاشق شدن يك فرايند كاملاً هورموني است و از قوانين بيوشيميايي مشخصي پيروي ميكند. حقيقت اين است كه فعل و انفعالات ذهن هنگام عاشقي، شباهت زيادي به علايم بيماريهاي رواني و ديوانگي حاد دارد. علم ژنتيك حتي مدعي است كه ميتواند با اندازهگيري هورمونهاي موجود در بدن تعيين كند كه يك رابطه چقدر دوام ميآورد و دقيقاً بعد از چند ماه از هم ميپاشد. خواندن اين مقاله شايد براي عاشقپيشگان گيتار به دست كمي دشوار جلوه كند؛ اما به هر حال اين نگاهي است كه به تدريج جاي خود را در جهان باز خواهد كرد.
***
از قديم گفتهاند آدم عاشق را ميتوان خيلي راحت شناخت. او گونههايي سرخ، قلبي تپنده، دستهايي عرق كرده و چشمهايي گود افتاده دارد. اما اينها تنها علايم بيروني عاشق شدن هستند. هنگام عاشق شدن، درون بدن هم تغييراتي شيميايي رخ ميدهد كه ثابت ميكند الهه عشق، تير خود را به سوي ما پرتاب كرده است. هلن فيشر از دانشگاه راتگر نيوجرسي مراحل سهگانه عشق را ثبت كرد و تغييرات هورموني آنها را نشان داد:
مرحله اول: كشش. در اين مرحله هورمونهاي تستسترون و استروژن در بدن شروع به ترشح ميكنند. بر خلاف تصور عمومي، تستسترون هم در بدن مردها و هم در بدن زنها وجود دارد و يكي از مهمترين انگيزههاي عاشقي است. ترشح اين هورمون باعث ميشود از خانه بيرون بزنيد و دنبال چيزي بگرديد كه نميدانيد چيست.
مرحله دوم: شيفتگي. اين مرحله را مرحله راستين و اصيل عشق ميدانند. وقتي كسي وارد اين مرحله ميشود (و اصطلاحا عاشق ميگردد)، ديگر نميتواند به هيچ چيز ديگري فكر كند. اين يك اجبار بيولوژيك است و اگر شاعران به آن افتخار ميكنند، بايد گفت چندان جاي افتخار ندارد. تنها تفاوت شاعران و عاشقپيشگان با آدمهاي عادي اين است كه آنها طولانيتر از ديگران در اين مرحله ميمانند. بيمار عشق در اين مرحله ممكن است اشتهاي خود را از دست بدهد. ترشح دوپامين باعث ميشود فرد به خواب كمتري احتياج داشته باشد. هورمون دوپامين بعد از مصرف كوكايين و نيكوتين هم فعال ميشود. از اين رو حالت بدن شما در آستانه عاشقي شبيه حالت بدن هنگام سيگار كشيدن، قهوه خوردن يا مصرف مواد مخدر است. از سوي ديگر ترشح آدرنالين، ميزان عرق و ضربان قلب را بالا ميبرد. سروتونين هم يكي از مهمترين مواد شيميايي مؤثر در عشق است. اين مونوآمين باعث جنون لحظهاي ميشود و ذهن را دچار خلسهاي موقت ميكند. در اين هنگام فرد اولويتهاي زندگي خود را گم مي كند ( مثلاً چند روز دانشگاه يا سر كار نميرود) و روز خود را با رويابافي درباره رابطه جديد ميگذراند.
مرحله سوم: وابستگي. مردم نميتوانند مدت زيادي در مرحله جذبه و شيفتگي بمانند؛ چون در آن صورت از همه كارهايشان ميافتند. مرحله وابستگي نوعي عادت به دوستي است كه بعد از اينكه مدتي از رابطه ميگذرد، خود به خود به وجود ميآيد. در اين مرحله غدد به حالت طبيعي برميگردند و ميزان فشار خون و هورمونهاي محرك، به حد عادي ميرسد.
اين مراحل سهگانه، در عشق اول نمود كامل دارد. بعد از آن اولين اتفاق آدمها ياد ميگيرند اين احساس عجيب را تا حدودي كنترل كنند.
وقتي به كسي علاقهمند ميشويم، به اين معناست كه در ناخودآگاه شيفته ژنهاي او شدهايم. ما براي انتخاب دوست يا همسر آينده خود، اول به چهره و بعد به ديگر مشخصات ظاهري او توجه ميكنيم. معيارهايي نظير اخلاق و سكنات در رده پايينتري قرار ميگيرند.
اما اين نوع انتخاب كاملاً به صورت ناخودآگاه در درون ما اتفاق ميافتد. به بيان ديگر وقتي مسأله انتخاب دوست و همسر به ميان ميآيد، همه ما به لطف ضمير ناخودآگاه خود دست به بهترين انتخاب ميزنيم. عشق بر اساس نظريه تكامل داروين، تلاش براي پيدا كردن كسي است كه بهترين و سازگارترين ژنها را داشته باشد. وقتي كسي را ميبينيم با خودمان فكر ميكنيم آيا ميخواهيم بچههايمان ژنهاي او را داشته باشند. ضمير ناخودآگاه ما با اين انتخاب هوشمندانه تضمين ميكند ما فرزندان سالمي خواهيم داشت.
***
شايد باورش كمي سخت باشد اما دريافتهاي حسي، مهمترين عامل براي انتخاب دوست هستند. به عنوان مثال غددي در بيني انسانها وجود دارد كه مسئول دريافت رايحه طرف مقابل هستند و مهمترين عامل عاشقي ما به حساب ميآيند. پيش از اين تصور ميشد استفاده از فرومون (مادهاي كه بعضي جانوران براي جذب همنوع خود ترشح ميكنند) تنها در حيوانات پستاندار ديده ميشود، اما در سال 1985 محققان دانشگاه كلورادو ثابت كردند اين ارگان در انسانهاي بالغ هم وجود دارد. حس بويايي ما درباره طرف مقابل به سرعت قضاوت ميكند و به ما ميفهماند كه ژنهاي طرف مقابل چقدر به درد ما ميخورند. ما شايد اين بوها را حس نكنيم، اما اطلاعات دريافت شده از آنها در ذهن ما ثبت ميشود. در ميان پستانداران، موشها قويترين حس فرومونشناسي را دارند. آنها با بو كردن ادرار طرف مقابل، جنسيت و ميزان باروري او را شناسايي ميكنند. موشها به كمك اين بو، از انتخاب همنوعاني كه سيستم دفاعي مشابه آنها دارند، اجتناب ميكنند. تفاوت سيستم دفاعي باعث ميشود بچههاي هر زوج قويتر از خود آنها شوند و اين نظريه تكامل داروين را يك قدم پيش ميبرد.
***
در دانشگاه شيكاگو، دكتر مارتا مككلينتاك هم آزمايش تيشرت را انجام داد و نتيجه گرفت زنان به تيشرتهايي علاقهمند شدهاند كه بويي شبيه بوي عرق پدر يا مادرشان دارد. اينكه آدمها جذب كساني ميشوند كه چهره يا بويي شبيه پدر و مادرشان داشته باشند، امري كاملاً طبيعي است. ما ژنهاي پدر و مادر خود ( و ژنهايي شبيه آنها) را ميپسنديم، چرا كه اين ژنها آزمايش خود را پس دادهاند. هيچ كس نميخواهد اجازه دهد ژنهاي غريبه در خاندان آنها نفوذ كنند. البته مدتهاست پزشكان از ازدواجهاي فاميلي پرهيز دادهاند كه دوران ازدواج با اعضاي خانواده سپري شده و زناي با محارم، از بزرگترين گناهان دانسته ميشود. با اين حال آدمها هنوز به دنبال كساني ميگردند كه بيشترين شباهت را به پدر يا مادرشان داشته باشند.
***
در دانشگاه سنت اندرو در اسكاتلند، ديويد پرت كه يك روانشناس ادراك است، در يك آزمايش سعي كرد نشان دهد چه چيز چهره آدمها را براي ما جذاب ميكند. در اين آزمايش دانشجويان بايد مقابل كامپيوتر مينشستند و از ميان چندين چهره يكي را انتخاب ميكردند.
ديويد پرت قبلاً از چهره دانشجويان عكس گرفته بود و با تغييرات كامپيوتري آن را تبديل به چهره جنس مخالف آنها كرده بود. دانشجوها نميتوانستند تشخيص دهند كه اين چهره، صورت زنانه يا مردانه آنهاست. با اين حال همه بدون استثنا صورت خود را انتخاب كردند.
اين انتخاب نشان ميدهد كه ما به دنبال كسي هستيم كه ما را ياد پدر و مادرمان بيندازد. چهرههاي پدر و مادر چهرههايي هستند كه ما در دوارن كودكي بيشتر از هر كس ديدهايم و امروز عميقترين تصاوير در ذهن ما هستند.
اين انتخاب به دامنه چهره و بوي بدن محدود نميشود. تجربه نشان داده كه آدمها به دنبال كسي ميگردند كه از خصوصيات اخلاقي و رفتاري پدرو مادر آنها بهرهمند باشد. حالا آيا به عشق در نگاه اول باور داريد؟
***
اگر دوست يا همسر دلخواه خود را يافتهايد و مصمم هستيد او را به دست آوريد، بايد ترفندهاي بسياري طراحي و اجرا كنيد. هنر صحبت كردن و گپ زدن با طرف مقابل را دست كم نگيريد. حركات بدن شما مهمترين عامل جذب شدن جنس مقابل به شما هستند. اما براي اينكه گپي ساده را تبديل به مهمترين اتفاق زندگيتان كنيد، كافي است موارد زير را در نظر داشته باشيد.
بين 90 ثانيه تا 4 دقيقه طول ميكشد تا طرف مقابل تصميم بگيريد از شما خوشش ميآيد يا نه. معيار انتخاب او در اين زمان كوتاه حرفهاي شما نيست:
55 درصد از اين انتخاب بر اساس بيولوژي «زبان بدن» و حركات دست و صورت شماست،
38 درصد بر اساس طنين صدا و سرعت تكلم شما،
7 درصد بر اساس آن چه گفتهايد.
***
پروفسور آروتور آرون هم ديناميك عاشقي را بررسي كرده است. يكي از مهمترين عوامل عاشق شدن نگاه كردن به چشمهاي يكديگر است. آروتور آرون دو غريبه را روبه روي هم نشاند و از آنها خواست يكساعت و نيم درباره زندگي خصوصيشان با هم حرف بزنند. بعد به آنها گفت براي چهار دقيقه بدون اينكه چيزي بگويند به چشم هاي هم خيره شدند. آزمايششدهها اعتراف كردند درآن چند دقيقه به شدت به هم علاقهمند شده بودند. حتي دو نفر از آنها با هم ازدواج كردند. اگزوپري گفته بود «عشق از خيرهشدن به يكديگر به وجود نميآيد، بلكه از نگاه كردن در كنار يكديگر به يك جهت خلق ميشود.» جمله زيبايي است، اما خب... كاملاً اشتباه است.
***
اولين علامت بيروني اينكه دو نفر به هم علاقهمند شدهاند اين است كه هر دو سعي ميكنند مثل هم بنشينند و بين حالت بدن خود و طرف مقابل بيشترين سازگاري را ايجاد كنند. از اين مرحله با عنوان «آينهسازي» نام برده ميشود. در مقابل كساني كه به هم علاقهمند نيستند بيشترين تضاد فيزيكي را با هم برقرار ميكنند. آينهسازي در دوستيهاي صميمي هم به وجود ميآيد. مراقب باشيد حركات دوست صميميتان را حمل بر عشق سوزان او نسبت به خودتان نكنيد.
***
بررسي علمي درباره عشق ميگويد اگر به كسي علاقهمند شدهايد، زياد خودتان را مشتاق نشان ندهيد و سعي نكنيد سريع نسخه عشق را بپيچيد. در يك آزمايش چند زن را مقابل كامپيوتري هوشمند نشاندند كه چند روز را براي قرار به آنها پيشنهاد ميداد. زنها فكر ميكردند مردي پشت دستگاه قرار دارد، اما مردها تنها نظارهگر ماجرا بودند. زن اول همه پيشنهادهاي قرار را پذيرفت، دومي هيچكدام آنها را قبول نكرد و از خود شور و شوقي نشان نداد، سومي فقط يكي از گزينههاي پيشنهادي را انتخاب كرد. همه مردها در پايان آزمايش به او علاقهمند شدند.
***
ژنهاي يك نفر پيش از هر چيز در چهره او نمود مييابند. اما ما به طور ناخودآگاه در چهرهها دنبال چه ميگرديم؟ پيش از هر چيز اين «تقارن كامل» است كه نظر ما را به خود جلب ميكند. ما در اعماق درون خود معتقديم عدم تقارن، نشانه يك ناهنجاري ژنتيكي در درون فرد است. مردها دنبال زناني با صورت كاملاً متقارن هستند، اما زنان چندان به تقارن اهميتي نميدهند. زنها به دنبال مرداني ميگردند كه بتواند از آنها مراقبت و محافظت كنند.
***
آيا شنيدهايد كه ميگويند آدمهايي كه ازدواج ميكنند، بعد از مدتي به هم شبيه ميشوند. اما حتي اين هم يك توافق دو طرفه است تا آدمها براي هم جذابتر به نظر برسند. دخترها به دنبال مردي شبيه پدر خود ميگردند و پسرها به دنبال كسي شبيه مادرشان. از سوي ديگر مطابق معيار حفظ ژن در خانواده، ما به كساني كه عادتهاي رفتاري شبيه ما دارند، تمايل بيشتري داريم. در يك رابطه دو طرفه آدمها سعي مي كنند حتي به دروغ، شبيه طرف مقابل رفتار كنند تا صميميت ژنهايشان را به هم ثابت كنند. اين رفتار دروغين بعد از گذشت زمان، دروني ميشود و دوستان شبيه هم جلوه ميكنند.
***
اما آيا علم ژنتيك ميتواند به ما بگويد يك رابطه چقدر دوام ميآورد يا كي از هم ميپاشد؟ مسلماً مهمترين عاملي كه بر پايداري رابطه تاثير ميگذارد اين است كه دو نفر چطور با هم آشنا شدهاند، كي و چگونه درگيريهاي ميان خود را حل و فصل كردهاند و انتظاراتشان از زندگي چقدر شبيه هم است. با اين حال ميشود سرنخهايي ژنتيكي هم در خانواده پدر و مادر خود بيابيد تا ميزان پايداري رابطهتان را محك بزنيد. ژنتيك رفتاري معتقد است تمايل آدمها به طلاق در ژنهاي آنها نهفته است. مطالعه روي دوقلوهاي همزاد نشان ميدهد كه ميزان موفقيت آنها در ازدواج كاملاً شبيه هم است. آنها يا هر دو طلاق ميگيرند يا تا آخر عمر با همسر خود زندگي ميكنند. حتي تمايل به ازدواجهاي متعدد نيز در ميان همزادها مشترك است.
***
در سال 1990 آزمايشي در ايتاليا انجام شد كه نشان داد كساني كه به تازگي عاشق شدهاند مقداري از علايم «ناهنجاري رفتاري افراطي» را از خود نشان ميدهند. مبتلايان به بيماري ناهنجاري رفتاري افراطي در برخورد با چيزها دچار افراط ميشوند. مثلاً دستشان را بيش از حد ميشويند يا چند بار كنترل ميكنند كه آيا در خانه بسته شده است يا نه. تأثيراتي بيوشيميايي عشق هم مشابه همين بيماري است، اما براي مدت زيادي دوام نميآورد. عشق همان قدر كه به زندگي ما هيجان ميدهد، ما را غمگين هم ميكند. كاهش استروتنين در بدن باعث عصبي شدن و افسردگي ميشود. دانشمندان ايتاليايي ثابت كردند ميزان استروتنين دانشجويان عاشق 40 درصد كمتر از همكلاسيهايشان است. دانشجويان عاشق يكسال بعد هم مورد آزمايش قرار گرفتند، اما اين بار ميزان استروتنين خون آنها كاملاً طبيعي بود. اينكه ما بايد ميزان اين ماده را در بدن خود به حالت طبيعي برگردانيم هم يك امر بيولوژيك است. مغز، بدن را به حالت عادي برميگرداند تا ما بتوانيم به رابطه ادامه دهيم. طرف مقابل ما هم ترجيح ميدهد دوران عاشقي و بيكاري زود تمام شود تا هر دو كارهايمان را از سر گيريم.
***
همه اين حرفها نشان ميدهد كه عاشقي چقدر با ژنهاي پنهان درون ما رابطه دارد. اين بررسيها ميگويد اگر ميخواهيد كسي را عاشق خود كنيد، از اين خصوصيات بهره بگيريد. تجربه نشان داده اگر دو نفر در اولين برخورد بترسند، اين احساس را با عشق اشتباه ميگيرند و فكر ميكنند عاشق شدهاند. سعي كنيد اولين ملاقات شما در فضاي وحشت اتفاق بيفتد. به چند دزد پول بدهيد تا در پاركي خلوت شما را تهديد به مرگ كنند! مطمئن باشيد نتيجهاش را خواهيد ديد
