تبليغاتX
شعرها و داستان های زیبا...

شعرها و داستان های زیبا...

شعرهای زیبا و داستان های جذاب!!

مي نويسم براي تو

مي نويسم براي تويي كه به اميد دوباره ديدنت زنده ام

پس نازنينم زودتر بيا...

امروز نمي دونم از چي بنويسم به دنبال بهونه اي هستم تا باز هم مثل هميشه از تو بنويسم

ولي هرچه فكر مي كنم بهونه اي به ذهنم خطور نمي كنه

پس بي بهونه مي گم دوست دارم دلم برات تنگ شده

كاش سرنوشت كمي دست از لجبازي برمي داشت و من يك بار ديگه مي ديدمت

هرچند اگر تمام عمر هم چشمان تو را به نظاره بنشينم براي من كم است

ولي لحظه اي ديدن تو مي تونه دلمو تا مدتي آروم كنه

مي دانم سرنوشت اين بار قصد مغلوب كردن منو داره

ولي فرياد مي زنم كه همه بشنوند اين بار با دفعات قبل فرق داره

مي خوام همه بدونند كه من لذت تنهايي رو به تمام لذت هاي بدون تنهايي خود ترجيح مي دم

و به قول شاعر :تنهايي گرچه كشنده است واسه من خيلي عزيزه

مي خواهم تنهايي ام را تنها با تو قسمت كنم

تويي كه خود اين تنهايي رو به من هديه دادي...

eye

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 17:14  توسط امیرحسین ش  |